- تاریخ: 1401/11/7 ساعت: 16:28
پاییز که میاد دلم هوایی میشه ... یاد روزایی میفتم که با اینکه بیش از 12 سال ازشون گذشته ولی انگار همشون تو یه چشم بهم زدن اتفاق افتاده ... دوران دبیرستان ...دانشگاه ... ارشد ... و الان دومین سالی که می رم سرکار.. کلی اتفاق ها و تبدیل شدن خیلی آدما  به خاطره ها... آدمای خوب و بدی که تو زندگی اومدن و ...
. - تاریخ: 1396/7/23 ساعت: 1:49
نگران خودمم ،چرا مثل هرسال ذوق پاییز ندارم ؟!
امروزم - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:39
1.کمپ، مصاحبه... (بعدا شاید اضافه شه شرح ماوقع)2.کشیدن اولین دندون عقل؛ به طور معجزه آسایی خودم داوطلب شدم بکشه فقط رفته بودیم نظر و قیمتشو بدونیم؛ دندونی که دکترای دیگه 250 و 150 خواستن 25 تومن گرفت کشید عرض 30 ثانیه شاید . 3.اولین ژلوفن عمرمو خوردم ؛ همیشه فکر می کردم بلع این قرص ترسناک خیلی سخت ب...
خرداد دوست داشتنی - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 21:42
بین همه ی اتفاقایی که تو این برهه از زندگیم شاید وحشتناک ترین ها باشه برام و حال و حوصله برام نذاشته و زندگی بر وفق مرادم نیس درست وسط همه ی اینها یه لحظه باعث شد که به خودم گفتم هی دختر این روزات دیگه تکرار نمی شه ها، پنج سال بعد ده سال بعد شاید سی سال بعد حاضر باشی همه ی زندگیتو بدی برگردی به این
56 - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 21:42
خب قراره اینجا بنویسم تا عملکردهام مشخص باشه و به سر و سامون برسونم کارهامو...دیروز که عملا هیچ کاری نکردم :| ولی ذهنمو آماده کردم برای شروع خب اینم برای خودش قدم مثبتیه دیگه !! از امروز تا جمعه شب به خودم فرصت می دم فصل 3 رو جمع و جورش کنم. شنبه هم قرار برم مدرسه یکی از آشناها که گفته مدارکتو بیار.
7/4/96 - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 21:42
به نظرم هر آدمی باید زمین بخوره و سرش جوری بخوره به سنگ که متلاشی شه از هم بپاشه ولی بعدش یه جورای بلند شه و همه خرده های وجودشو دونه دونه با دست خودش جمع کنه و بشه یه آدم خودساخته .ولی امان از روزی که بخوری زمین و دیگه نای بلند شدن نداشته باشی؛ میشی حقیرترین پست ترین موجود روی زمین، روی تکه های وجو...